گزارش من از بازدید الکامپ تو یه روز سرد و برفی

از دیروز تصمیم گرفته بودم که امروز ظهر سری به الکامپ بزنم. از قبل خبردار بودم که استارت‌آپها هم قراره توی این الکامپ حضور داشته باشند و این به این معنی بود که این الکامپ قراره رنگ و بوی متفاوتی داشته باشه.  حداقل خیلی بهتر از دفعات قبل که فقط ISPها و چند تا شرکت محدود تو این نمایشگاه حضور داشتند و نمایشگاه تکراری، خسته‌کننده و بدون هیچ شور و شوقی برگزار میشد.

elecomp2

از اونجایی که دو روزه تهران هوای وحشتناکی داره، تصمیم گرفتم با وسایل حمل و نقل عمومی خودم رو به نمایشگاه برسونم که حداقل نمایشگاه رفتن من هوا رو کثیف‌تر نکنه. این بود که خودم رو به یکی از ایستگاه‌های بی‌آر‌تی بزرگراه چمران رسوندم و درست کنار نمایشگاه پیاده شدم.

نمایشگاه مثل همیشه ورودیه داشت. یه بلیتی که با ۲هزار تومن میشد خریدش. اما مثل همیشه دانشجوها میتونستند رایگان وارد شن. من هم که همونطور که میدونید یک دانشجوی مادام‌العمرم و کارتی که از سال ۸۹ تو جیبمه رو نشون مسئولی که بلیت رو چک میکرد دادم و وارد نمایشگاه شدم.

از قبل و از طریق توییتر دوست‌داشتنی فهمیدم بودم  که استارت‌آپ‌ها تو سال ۱۸ جمع شدند. این شد که یه نقشه نمایشگاه رو گرفتم و مستقیم روانه سالن ۱۸ شدم.

18

سالن ۱۸ پر بود از استارت‌آپهای آشنا و غریبه و به همون نسبت پر بود از چهر‌ه‌های آشنا و جدید. چهره‌هایی که همشون باانگیزه و امیدوار به نظر میرسیدند و مشتاقانه به تمام سوالاتت جواب میدادند و کارشون رو برات توضیح میدادند. حرف زدن با این آدماها واقعا خوب و انگیزه بخش بود، طوری که دوست داشتی کارشون رو ساعتها برات توضیح بدن. تعداد استارت‌آپها زیاد بود و تنوع زیادی داشتند. خیلی‌هاشون ایده‌های بکر و باحالی داشتند و بعضی‌ها هم سعی کرده بودند که نمونه‌های خارجی رو بومی کنند.

elecomp

بعد از اینکه حسابی تو این سالن گشت زدم و تقریبا با همه غرفه‌ها صحبت کردم، انقدر خسته بودم که بعید میدونستم بتونم سالن دیگه‌ای رو بگردم. برای همین تصمیم گرفتم برم ناهار بخورم و بعدش فقط به چند تا از غرفه‌ها تو سالنهای پراکنده که شرکتشون رو میشناختم یا به نوعی باهاشون آشنا بودم سر بزنم. این شد که گشتم دنبال جایی که بشه یه ساندویچ ازش خرید. اولین گزینه‌ای که دیدم ساندیچی هایدا بود که دیگه کم مونده تو اتاق خواب من شعبه بزنه. به امید اینکه کمی گرم شم یه چیزبرگر سفارش دادم. ولی بعد از کلی صف ایستادن چیزی که نصیبم شد چیزبرگری که بود که درست اندازه من سردش بود و با تعریف من از خوشمزه خیلی فاصله داشت. با فحاشی‌های زیر لب به باعث بانیش مشغول خوردن شدم و به این فکر کردم چرا نباید تو این نمایشگاه کمی بیشتر تنوع غذایی باشه تا همه مجبور نشن آشغال‌های هایدا رو به قیمت نه چندان ارزونی بخرن. بعد از خوردن ساندویچم و به چند غرفه‌ی دیگه سر زدم و نمایشگاه رو ترک کردم.

در انتهای این نوشته تصمیم دارم چند تا از جالب‌ترین‌ استارت‌آپهایی که تو الکامپ غرفه داشتند رو معرفی کنم. دقت کنید که این به این معنی نیست که بقیه خوب نبودند. 

رنگی‌تر

بچه‌های رنگی‌تر یه کار باحال کردن که به نظر من خیلی بهش نیاز داشتیم. یه وبسایت طراحی کردن که واسطه‌ای بشه بین عکاس‌ها و کسایی که به عکس نیاز دارند. شما به عنوان یه عکاس عکس‌هات رو تو این وبسایت بارگزاری میکنی و کسی که به این عکس نیاز داشته باشه میتونه عکس رو از شما بخره. طبق گفته خودشون تا الان ۳هزار تا عکس تو سرورشون بارگزاری شده که خب امیدوارم به مرور این رقم بیشتر شه و دیتابیسشون کاملتر. به نظرم به همچین چیزی نیاز داشتیم تا تو مرحله‌ی اول این فرهنگ به وجود بیاد که متوجه بشیم عکاس برای گرفتن عکس هزینه کرده و زحمت کشیده و برای عکس  هم باید مثل محصولهای دیگه پول بدیم. و تو مرحله‌ی دوم منی که به یه عکس نیاز دارم، جایی رو بشناسم که دیتابیس خوبی از انواع عکس داشته باشه و بتونم عکس مورد نیازم رو توش پیدا کنم و بخرم.

درمانکده

درمانکده ایده ساده و کاربردی‌ای داره. ایده‌ای که اگه موفق شه باعث میشه که کمی هم حق و حقوق بیمار رعایت بشه و به از بین رفتن این فرهنگ عامیانه و قدیمی که توش فکر میکنیم پزشک داره به ما محبت میکنه که ما رو درمان میکنه خاتمه بده. در حقیقت پزشک هم شغلی داره مثل بقیه و در ازای پولی که میگیره وظیفه داره به ما خدمت کنه.

درمانکده دیتابیسی از پزشکها رو تو خودش داره و رزومه هر کدوم از این پزشکها رو نمایش میده. درمانکده این امکان رو به کاربر میده که تو این دیتابیس گشت بزنه و با خوندن نظر سایر کاربرها و خوندن رزومه‌ پزشک‌ها، یک پزشک رو انتخاب کنه و از طریق همین سایت برای خودش وقت بگیره. کاربر میتونه بعد از مراجعه به پزشکی که انتخاب کرده نظر خودش رو در مورد اون پزشک تو درمانکده بنویسه تا تو انتخاب اون پزشک به سایر کاربرها هم کمک کنه.

وب‌یاد

درسته که وب‌یاد ایده جدیدی نداره و سایتهای مشابه خارجی خوب و زیادی داره، اما چیزی بود که کمبودش تو وب فارسی همیشه حس میشد. وب‌یاد یه سایت آموزش آنلاین از طریق ویدیوست که به نظر من تفاوتش با بقیه سایتهای فارسی مشابه موضوعات متنوعشه. وب‌یاد خودش رو خلاصه نکرده به تکنولوژی و برنامه‌نویسی و دروس دانشگاهی. شما تو وب‌یاد میتونید درباره موضوعات متنوعی از قبیل مدیریت، توسعه فردی، بازاریابی، بورس، سبک زندگی و … ویدیو ببینید و چیز یاد بگیرید.

ایران‌تریپ‌لند

ایران‌تریپ‌لند خودش رو یه شرکت بازاریابی معرفی میکنه که با تمرکز روی تولید محتوای مناسب در مورد ایران به زبونهای مختلف، سعی میکنه که گردشگر خارجی جذب کنه. ایران‌تریپ‌لند در واقع پلی هست بین گردشگرها و آژانسهای مسافرتی. به این شکل که با محتوای خوب و کاملی که در مورد ایران منتشر میکنه توریست‌ها رو جذب میکنه،‌ بهشون تو انتقال پولشون کمک میکنه و با کمک آزانسهای مسافرتی ایران رو بهشون نشون میده.

ایران‌تریپ‌لند رو از این نظر خیلی دوست داشتم که کاری که میکنه در نهایت به نفع هممونه؛ معرفی ایران واقعی به زبونهای مختلف و جذب توریست بیشتر. این کار کاریه که برای توسعه ایران به شدت بهش نیاز داریم و ایران‌تریپ‌لند داره سعی میکنه که به انجام اینکار کمک کنه.

ناملیک

ناملیک رو از قبل میشناختم و از طرفداراش بودم. یه پایگاه داده از انواع مقاله‌های صوتی فارسی که شعارش اینه : “زنده باد زمان‌های مرده”. ناملیک پره از مقاله‌های صوتی جذابی که آدمای مختلف به شکل داوطلبانه برای ناملیک ضبط میکنند. ناملیک فعلا درآمدزایی نداره اما طی صحبتی که با بچه‌هاش داشتم ایده‌های خوبی برای کسب درآمد دارند که هم گوش دادن به مقاله‌ها رایگان بمونه و هم درآمدزایی کنند. ناملیک رو حتما امتحان کنید. دوست داشتنیه 🙂

چاپچی

چاپچی رو هم که خب احتمالا اکثرمون میشناسیم. یه سرویس آنلاین که به کاربر این امکان رو میده که عکس دلخواهش رو آپلود کنه و اون رو به هرشکلی که میخواد روی ماگ، پیکسل، قاب موبایل و … قرار بده و سفارش بده تا چاپش کنند و براش ارسال کنند. من قبلا یکی دو بار از طریق چاپچی روی ماگ چیزایی که دوست داشتم رو چاپ کردم و از سرویسشون و پیگیریشون راضی بودم. ضمن اینکه بهم گفتن قراره به زودی چاپ روی تیشرت رو هم به خدماتشون اضافه کنند که خب،‌ چی از این بهتر؟

در مورد چند تا دیگه از استارت‌آپها توضیح یک خطی میدم:

آپاران: که قراره به فروشگاه‌های اینترنتی کمک کنه تا مسیر بهتر و بهینه‌تری رو برای ارسال محصول انتخاب کنند.

اخبار رسمی: که این امکان رو به شما و سازمانتون میده که بتونید اخبار مرتبط با سازمانتون رو تو خبرگزاری‌ها و سایتهای خبری منتشر کنید.

بولتن: سامانه هوشمند پایش و تحلیل خبر که بین تمام خبرهای موجود میگرده و اخبار مورد علاقه شما رو بهتون نشون میده.

بپرسیم: که یک سامانه نظرسنجیه. من یه عنوان صاحب یه کسب‌و‌کار برای گرفتن فیدبک از مشتریهایم از این سامانه استفاده میکنم و مشتریها در ازای سوالاتی که جواب میدن جایزه میگیرند.

 

4 پاسخ به “گزارش من از بازدید الکامپ تو یه روز سرد و برفی”

  1. سیف گفت:

    خوب بود ، فقط اینو اضافه کنم که رنگی تر هم ایده جدیدی نبودا 😉 خارجیش که زیاده ، ایرانیش رو هم قبلاً چند مورد دیدم ولی در کل خیلی با ارزش هست چون خرید عکس یه فرهنگه که باید جا بیفته ، مثل مارکت های اندرویدی که کم کم دارن خرید نرم افزار موبایل رو فرهنگ سازی می کنن خرید عکس هم باید فرهنگ سازی شه و افزایش سایت های اینچنینی به این موضوع کمک می کنه

    • آرش خوئینی گفت:

      نمونه خارجیش که زیاده اما خب من نمونه ایرانیش رو ندیده بودم.
      منم یکی از دلایل اینکه ازش خوشم اومد دقیقا همین بود که باعث کمک به فرهنگ سازی میکنه.

  2. امیرعلی بهبودی گفت:

    آرش گزارشی که نوشتی خیلی خوب بود و خیلی ام سریع . البته کاش از سالنای دیگه هم بود ولی خب مشتاق شدم برم تو ۲ روز باقی مونده 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

android application Google I/O HomeBrew ImageMagick Material Design mobile PogressBar RecyclerView splash TEDxKish ux آموزش اندروید الوین تافلر اندروید اپلیکیشن برنامه نویسی برنامه نویسی اندروید برنامه‌نویسی برنامه‌نویسی اندروید تداکس کیش تعمیر تغییر سایز عکس با ترمینال خلاصه کتاب دانش داده دانشگاه دانشگاه ایده‌آل دزد دیتا ساینس رشته مهندسی کامپیوتر ریکامندرسیستم سیستم‌های توصیه‌گر فری‌لنس لپتاپ متریال دیزاین معرفی کتاب موج سوم نوار پیشرفت همایش هوش مصنوعی ُجزیره کیش کار کسب و کار یادگیری عمیق یادگیری ماشین