ما و تصویر غلطمون از دانشگاه‌ ایده‌آل

مدتهاست که تو ایران و به خصوص بین فعالان حوزه‌ی نرم‌افزار تم پررنگ ضد دانشگاهی دیده میشه. اولین باری که این صحبتها به گوش من خورد همون زمانی بود که فیسبوک حسابی گل کرده بود و کمتر کسی بود که اسم مارک زاکربرگ، برنامه نویس فیسبوک، رو نشنیده باشه.

اون زمان برای ماها که صرفا دنبال یه بهونه بودیم که همون اندک احساس بد ناشی از پیچوندن کلاسها رو خاموش کنیم، جمله‌ی “مارک زاکربرگ و بیل گیتس هم دانشگاه رو ول کردند” حکم یه تیر خلاص رو داشت به تمام وجدان دردهامون.

چند سالی گذشت و الان که به گذشته نگاه میکنم، میبینم چقدر بهمون اطلاعات ناقصی داده شد و چقدر ما اشتباه کردیم. تو ضعیف بودن و ناکارآمد بودن سیستم دانشگاهی و به طور کلی سیستم آموزشی کشور ما که هیچ حرفی نیست. اما این توقعی که ما از دانشگاه داشتیم و همچنان داریم واقعا غلط بود. الان که به خاطر پایه‌ی ضعیف ریاضیاتم، وقتی موقع خوندن یه الگوریتم رمزنگاری یا فشرده‌سازی محبورم ساعتها وقتم رو بذارم پای خوندن ریاضی پایه و مورد نیاز اون الگوریتم میفهمم که چقدر کار غلطی کردم که کلاسهای ریاضی رو پیچوندم. یا وقتی با حسرت به کدهای gcc نگاه میکنم میبینم عجب کار اشتباهی کردم که اون زمانی که بهانه‌ی کافی داشتم (نمره گرفتن) مبانی کامپایلر رو درست یاد نگرفتم.

من دوباره اعلام موضع میکنم. مطلقا فکر نمیکنم که دانشگاهها و این سیستم فعلیشون، استادشون و … خوب و تو بهترین شرایطند، اما حداقل ما نباید تصور غلطی از ایده‌آلمون داشته باشیم. ما فکر میکردیم چون مهندسی کامپیوتر میخونیم،‌پس باید چهار سال بدون وقفه با ما برنامه‌نویسی کار کنند تا در انتها یه گروه ریچارد استالمن و اریک ریموند تحویل جامعه بدند. جالب اینه که همه هم فکر میکردیم باید تنها زبونهایی مثل #C یا Java بهمون تدریس بشه که تو بازار کار اوضاع خوبی دارند و همه نسبت به  C گارد ذهنی داشتیم. غافل از اینکه دانشگاه باید از ما مهندس کامپیوتر میساخت نه برنامه‌نویس. دانشگاه باید به ما روش تفکر درست و روش حل مسئله یاد میداد. دانشگاه باید مبانی و تئوری علم کامپیوتر که خودش شامل دوجین عنوان و درس میشه رو به ما یاد میداد. در واقع دانشگاه باید روش درست یادگرفتن رو به ما یاد میداد.

دانشگاه قرار نیست تکنسین خلق کنه، قرار نیست یه تکنولوژی رو یاد بده،‌ طوری که با کنار رفتن اون تکنولوژی کاری که ما بلد بودیم هم کنار بره! دانشگاه باید در ابتدا ذهن ما رو با تئوری و اصول آماده کنه و ما رو برای انجام دادن کارهای بزرگ آماده کنه. نه کارهای سطحی‌ای که این روزا خیلی هم طرفدار داره.

بخشی از این نگرش رو مدیون استاد عزیزم،‌ دکتر احسان ملکیان هستم. دوست دارم در انتها این نوشته رو با مثالی که ایشون برام زد تموم کنم:

کلاد شانون چندین دهه قبل کارهایی تو ریاضی کرد که همچنان تو جاهای زیادی جزو مبانی اصلی محسوب میشه و تو فیلدهای مختلفی اسم این دانشمند رو میشنوی. این کاریه که ارزش داره. این همون جاودانگیه که همه دنبالشیم.

5 پاسخ به “ما و تصویر غلطمون از دانشگاه‌ ایده‌آل”

  1. سعيد گفت:

    مشکل یا خاصیت IT این هست که برخلاف ریاضی یا فیزیک یا شیمی، دستاوردهاش طول عمر ۵ ساله دارند و بعد کلا جایگزین می‌شوند. این مشکلی هست که نظام آموزشی ساکن نمی‌تونه باهاش هماهنگ بشه و خودش رو وفق بده. به همین جهت جذابیتش رو سریع از دست می‌ده.

  2. با بخش های زیادی از متن شما موافقم
    ولی
    از منظری دیگر

  3. ali.M گفت:

    آقای خوئینی اول به شما خسته نباشید عرض می کنم از بابت محتوای خوبی که وبلاگتون داره چون معلومه که برآمده از دل هست.
    در مورد این نکته که فرمودید : « …وقتی با حسرت به کدهای gcc نگاه میکنم میبینم عجب کار اشتباهی کردم که اون زمانی که بهانه‌ی کافی داشتم (نمره گرفتن) مبانی کامپایلر رو درست یاد نگرفتم»
    متأسفانه این حکایت حال خیلی از افرادی است که وقتی وارد حوزه ی کار می شوند و کاربردها را می فهمند تازه به اهمیت دروس پی میبرند. اما به نظر من دانشگاهی که از دانشجویش تعهد قانونی می گیرد که کار نکند (حالا بگذریم که در عمل این طور نیست) و بیشتر روز های هفته او را به دانشگاه می کشاند و از همه مهم تر اساتیدش مبنای حقوق شان مقاله و مرتبه علمی است نه پیشرفت دانشجو و کارآفرینی؛ پس دانشجو چطور باید با فضای کاربردی آشنا شود؟

  4. afshin گفت:

    سلام آقای عجب خانی
    ممنون بابت مطلب خیلی خوبتون
    من ۲ماه دیگه کنکور دارم، رشتمم کامپیوتره
    خیلی وقته این سوال بزرگ رو دارم که دانشگاه برم یا همین مدرک دیپلم! رو بگیرم و خودم یکی دو سال جدی طراحی وب رو که بهش علاقه دارم رو تمرین کنم
    به هر صورتی که به قضیه نگاه میکنم به نظرم اون ۵-۶ سال دانشگاه، فقط وقتم رو هدر میدم. یک نفر هم نبود که دل خوشی از دانشگاه داشته باشه و خلاف حرفم رو بگه
    البته من چون تو اون محیط نبودم بی تجربم و شاید تصمیمی بگیرم که بعد ها پشیمون بشم
    میشه در این مورد نظرتون رو کامل بگید
    خیلی ممنون میشم چون تا این وقت زندگیم این بزرگترین تصمیمیه که قراره بگیرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

android application Google I/O HomeBrew ImageMagick Material Design mobile PogressBar RecyclerView splash TEDxKish ux آموزش اندروید الوین تافلر اندروید اپلیکیشن برنامه نویسی برنامه نویسی اندروید برنامه‌نویسی برنامه‌نویسی اندروید تداکس کیش تعمیر تغییر سایز عکس با ترمینال خلاصه کتاب دانش داده دانشگاه دانشگاه ایده‌آل دزد دیتا ساینس رشته مهندسی کامپیوتر ریکامندرسیستم سیستم‌های توصیه‌گر فری‌لنس لپتاپ متریال دیزاین معرفی کتاب موج سوم نوار پیشرفت همایش هوش مصنوعی ُجزیره کیش کار کسب و کار یادگیری عمیق یادگیری ماشین